آبان ۶, ۱۳۹۹

برای جِین – قسمتی از کتاب لذت های نفرین شده چارلز بوکوفسکی

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

در این مقاله از مجله تکنولوژی کمرامگ ، قسمت های جذابی از کتاب لذت های نفرین شده چارلز بوکوفسکی را آماده کرده ایم. نوشته‌های بوکوفسکی به شدت تحت تأثیر فضای لس آنجلس، شهری که در آن زندگی می‌کرد قرار گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده می‌شود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفته‌است. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب نوشته و به چاپ رسانده‌است.

برای جِین

۲۲۵ روز زیر خاک،
و تو این را بهتر می‌دانی.
دیرزمانی‌ست که خونت را بیرون کشیده‌اند
و تو اکنون چون چوبی خشک
در جعبه‌ای.
آیا این‌گونه است؟
در این اتاق
ساعاتِ عاشقی
هنوز سایه می‌اندازند.
وقتی رفتی
همه‌چیز را بُردی.
شبها در برابر پلنگ‌هایی زانو می‌زنم
که نمی‌گذارند خودم باشم.
تو دیگر رخ نخواهی داد.
پلنگ‌ها من را یافته‌اند
و من اهمیتی نمی‌دهم.



سِل

در بخش دیگری از کتاب لذت های نفرین شده چارلز بوکوفسکی می خوانیم…

یک‌سال درگیرش بودم،مدت زیادی باید دراز می‌کشیدم،دوتا بالش زیر سرم می‌ذاشتم،تا زیاد صاف قرار نگیرم،و سرفه نکنم،همه خون از سرم خالی می‌شد،و گاهی بیدار می‌شدم،و می‌دیدم از پهلو روی تخت افتادم.قسمت خوبش این بود،که چون بیماری سل من مسری بود،هیچ‌کس به ملاقاتم نمی‌اومد،و زنگ نمی‌زد.روزها سرم به تلویزیون و غذا گرم بود،هیچ‌کدوم ولی حال نمی‌داد،سریال‌ها و گفتگوهای تلویزیونی کابوس روزهام بودن،از روی اجبار مسابقات بیس‌بال تماشا می‌کردم،و کمک کردم که تیم داجرز تا مرحله نیمه‌نهایی صعود کنه،کاری نداشتم بکنم،غیر از اینکه آنتی‌بیوتیک و داروی سرفه رو بندازم بالا.



همچنین به کیلومترشمارِ ماشینم یه استراحتی دادم، و دلم شدیدا برای اون میدون اسب‌سواری قدیمی تنگ شده بود.وقتی از راه و رسم اصلی زندگی خارج میشی، می‌فهمی که نه به تو نیاز هست، نه هیچ‌کس دیگه پرنده‌ها حتی متوجه غیبتت نمیشن،گلها اهمیتی نمیدن،مردم نمیفهمن نیستی، اما اداره مالیات، شرکت مخابرات،شرکت برق و گاز،اداره راهنمایی‌رانندگی، و چیزهایی مثل این، باهات در تماس می‌مونن. از نظر اجتماع، بیماری شدید، و مردن، شبیه همن. در هر دو صورت هم بهتره شل کنید و لذتشو ببرید.

  • نام کتاب : لذت های نفرین شده چارلز بوکوفسکی
  • نویسنده : چارلز بوکوفسکی
  • برگردان : مهیار مظلومی

جین یکی از دوست‌دخترهای بوکوفسکی بود که مرگ او در ۱۹۶۲ بسیار روی چارلز اثر گذاشت و باعث خلق شعرهای عاشقانه و کتاب لذت های نفرین شده چارلز بوکفسکی گردید.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *