مرداد ۱۹, ۱۳۹۹

چگونه ناگلزمان به جذاب‌ترین مربی جوان اروپا تبدیل شد

زمان مطالعه: ۹ دقیقه

مجله تکنولوژی کمرامگ / یولیان ناگلزمان تنها ۲۸ سال داشت که هدایت هوفنهایم را برعهده گرفت و به این ترتیب، به جوان‌ترین سرمربی تاریخ بوندسلیگا تبدیل شد. برای اینکه بهتر متوجه جایگاه او بشوید، باید گفت که او تنها ۱۶ سال داشت که مورینیو، مربی ای که ناگلزمان را با او مقایسه می کنند، در سال ۲۰۰۴ با پورتو قهرمان چمپیونزلیگ شد؛ و او در سال ۱۹۸۷ به دنبال آمد، تنها یک سال بعد از اینکه سر الکس فرگوسن هدایت منچستریونایتد را برعهده گرفت.

او بسیار تحت تاثیر شیوه پرسینگ رالف رانگنیک است و رانگنیک نقش زیادی در پیوستن ناگلزمان از هوفنهایم به لایپزیش در سال ۲۰۱۹ داشت- او همپنین زمانی زیر نظر توماس توخل کار کرد. مربی فعلی پاری سن ژرمن هدایت تیم دوم آگسبورگ را برعهده داشت که ناگلزمان ۲۰ ساله از ناحیه زانو دچار آسیب دیدگی شد و دوران بازی اش به پایان رسید. توخل ابتدا از او خواست تا بازی تیم‌های حریف را زیر نظر بگیرد و سپس او را به عنوان مربی تیم زیر ۱۷ ساله‌های مونیخ ۱۸۶۰ منصوب کرد.



ناگلزمان زمانی در مورد نگرش‌اش در مورد مربیگری گفته بود:”۳۰ درصد از مربیگری، تاکتیک است و ۷۰ درصد، روابط اجتماعی. هر بازیکن با چیز متفاوتی انگیزه می گیرد و باید براساس آن، با او رفتار کرد. در این سطح، کیفیت بازیکنانی که در اختیار دااری، به شما کمک می کند تا بتوانید در یک بستر تاکتیکی خوب، نمایش های خوبی داشته باشید- در صورتی که شرایط روانی خوب باشد.”

سبک بازی

ناگلزمانِ آلمانی یک مربی خلاق است که با اشتیاقش برای تجربه تکنولوژی ها و داده‌های جدید برای بهتر شدن، چه به عنوان یک مربی و چه برای تیمش، شناخته می شود. او زمانی که در هوفنیهام بود، در زمین تمرین یک صفحه نمایش بزرگ قرارداده بود که از آن برای تصمیم عملکرد و جاگیری بازیکنان استفاده می کرد؛ بدون اینکه نیاز به توقف طولانی مدت جلسه تمرینی باشد. این جلسات تمرینات به عنوان تمرین های دینامیک که با ضرباهنگ بالا انجام می شوند، شناخته می شوند.

ناگلزمان که علاقه زیادی به استفاده از تکنولوژی دارد، در زمان هدایت هوفنهایم، از یک صفحه نمایش بزرگ در تمرینات استفاده می‌کرد تا اشتباهات بازیکنان را به آنها نشان بدهد.

او در زمان حضور در تاتنهام، به طور مرتب از از یک سیستم بسیار هجومی استفاده می کرد که در زمان مالکیت توپ، شبیه به ۲-۵-۳ بود و زمانی که باید دفاع می کردند، به ۳-۴-۳ یا ۲-۳-۵ تبدیل می شد. سه مدافع میانی تیمش مسئول بازیسازی از عقب زمین بودند- به ویژه کوین ووگت مسئول رساندن توپ به مناطقی بود که بیشترین گزینه های پاسکاری حضور داشتند و مالکیت توپ را به پیش ببرند.



هافبک میانی تیم، فلورین گریلیچ، مدافعان میانی را پوشش می داد، در صورت پیشروی وینگ-بک‌ها، جای آنها را پر می کرد و حتی به عنوان مدافع کمکی، به خط دفاع اضافه می شد. دو هافبک دیگر جلوتر از گریلیچ قرار می گرفتند و به همراه مهاجمان تیم، مارک اوث و سرژ گنابری، ساختاری مربعی تشکیل می دادند که به ادامه مالکیت توپ منجر می شد و به این ترتیب، آنها می توانستند از دو مهاجم تیم هم حمایت کنند.

هافبک های میانی در پرس متقابل مورد علاقه ناگلزمان هم بسیار موثر بودند. وقتی آنها با موفقیت مالکیت توپ را پس می گرفتند، حمله ای را توسط وینگ-بک‌ها با همکاری گنابری و اوث آغاز می کردند و هدف شان این بود که مانع از این شوند که تیم حریف، ساختار دفاعی مورد نظرش را پیدا کند.

پرس متقابل برای پس گرفتن سریع توپ، یکی از اصول بازی تیم‌های ناگلزمان است.

با تیم بهتری که او در لایپزیش در اختیار دارد، شیوه مورد علاقه ناگلزمان تکامل پیدا کرده است. اگر ساختار پایه تیمش ۳-۲-۵ است که از طریق آن، به دنبال پیدا کردن فضاها برای انجام بازی مالکانه هستند، در هنگام مالکیت توپ حریف، به ۲-۴-۴ تغییر ساختار می دهند. مالکیت توپ از دفاع میانی به جریان می افتاد تا ساختار تیم حریف را باز و ایجاد فضا کرده و این لایپزیش را ترغیب می کند تا به طور مستقیم با مارسال سابیتزر و امیل فورسبرگ بازی کند و به این ترتیب، خطوط پرسینگ که در میانه زمین وجود دارد را رد کرده و توپ را سریع تر به یوسف پولسن و تیمو ورنر برسانند.

در یک سوم هجومی است که سابیتزر یا فورسبرگ با پولسن و ورنر حرکات ترکیبی انجام می دهند. دو نفر از سه بازیکن هجومی، مدافعان میانی حریف را مشغول می کنند؛ در حالی که سومی که معمولا ورنر است، به دنبال فضای خالی می گردد.

استفاده از پرس

ناگلزمان همچنین نشان داده که در صورت نیاز در بازی ها، آماده است تا تیمش را به شکل های متفاوتی سازماندهی کند. بنابراین، لایپزیش گاهی با آرایش ۴-۲-۴ هم بازی می کند. وقتی آنها به این شکل بازی می کنند، اگر مدافع کناری حریف صاحب توپ شود، فورسبرگ و سابیتزر با دو مهاجم برای پرس کردن این مدافع کناری اقدام می کنند. یکی از آنها برای مسدود کردن مسیر پاسکاری به نزدیک ترین هافبک میانی اقدام می کند؛ در حالی که بقیه، با مدافعان میانی یارگیری می کنند.



زمانی که آنها در بازپس گیری توپ در جلو زمین موفق نمی شوند، اولویت اصلی این خواهد بود تا با کاهش فضا در کانال های میانی نزدیک به دروازه، مانع از این شوند حریف، توپ را در این کانال ها به چرخش در بیاورد. لایمر و کامپل در مناطق داخلی با هم همکاری می کنند و لوکاس کلاسترمن و مارسل هالتنبرگ هم در مناطق کناری.

یکی از نتایج تاکید ناگلزمان روی پرس از جلوی زمین این است که حریف مجبور به استفاده از توپ های بلند می شود و در نتیجه نبردی بر سر توپ های دوم وجود دارد و بنابراین، بازیکنان لایپزیش باید برای چنین نبردهایی آماده باشند. این به ویژه مقابل تیم های ضعیف تر، معمول تر است؛ وقتی که احتمال بیشتری وجود دارد که لایپزیش با آرایش ۳-۴-۳ حمله و با آرایش ۲-۳-۵ دفاع کند.

دیده شده که آنها هم به طور مستقیم و هم غیر مسقیم، زمانی که بر حریف برتری عددی دارند، به دنبال گرفتن توپ های دوم باشند. وقتی یک بازیکن لایپزیش در دوئل نفر به نفر شکست می خورد، بازیکنانی که نزدیک به توپ هستند، در موقعیتی قرار دارند که می توانند خیلی سریع توپ را پس بگیرند و پس از آن با یک پاس مطمئن، یک حمله سریع را آغاز می کنند.

ناگلزمان همچنین مقابل حریفان بزرگتر، از آرایش محتاطانه تر ۲-۳-۵ استفاده می کند. ضعیف بالقوه دیگر مقابل تیم های باکیفیت تر می توانند ضعف عددی یا در اختیار گرفتن فضا باشد که وقتی بازیکنان با هم برای متوقف کردن حریف اقدام می کنند، ایجاد می شود. اگر این حریفان موفق شوند که مالکیت توپ را به جای دیگری ببرند یا جریان بازی عوض کنند، به این معنی است که می توانند به فضاها حمله کنند.

منبع

قبلی «
بعدی »

من پدرام خاتم دانش آموخته رشته های انیمیشن، تصویربرداری، عکاسی و گرافیک هستم و از سال 1394 به صورت تخصصی و حرفه ای در زمینه عکاسی و گرافیک و انیمیشن و تدوین مشغول کار هستم و از علاقه هایم در این زمینه در کمرامگ مینویسم...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *