مهر ۶, ۱۳۹۹

هنر برای هنر یا پارناسیسم

زمان مطالعه: ۹ دقیقه

به لحاظ واژه شناسی، هنر برای هنر یا پارناس (Parnasse) در اساطیر یونانی نام کوهی است که دختر خدای اسطوره ای یونان (Zeus) که الهه علم، هنر و ادبیات است در آن اقامت دارند. 

مجله تکنولوژی کمرامگ / از نظر اصطلاحی، مکتب پارناس ( Parnassianism ) به گروهی از شاعران جوان با رهبری «کولنت دولیل» اطلاق می شود که در نیمه دوم قرن نوزدهم (۱۸۶۰) به مخالفت با رمانتیسم برخاستند و تحت تأثیر تفکرات و آیین «هنر برای هنر» محافل ادبی تشکیل دادند. هدف آنان ارائه هنر در حد کمال و رسیدن به زیبایی مطلوب و آرمانی بود. ویکتور هوگو با اثر معروف خود «Les Orientales » پایه گذار مکتب هنر برای هنر بود. وی ضمن بحث های ادبی عبارت هنر برای هنر را در محافل ادبی به میان کشید که سخت مورد توجه برخی از جوانان قرار گرفت.

Parnassianism - YouTube

«تئوفیل گوتیه» از جمله این جوانان بود که پس از چند سال در رأس عده ای که هنر برای هنر را شعار و آئین خود کرده بودند، قرار گرفت. رفته رفته این شاعران به نام محله پاریسی پارناسین معروف شدند. آنها بحث و مشاجره شدیدی در باره ادبیات داشتند. گوتیه، پارناس را این چنین تعریف می کند: «هنر برای هنر، به معنای هنری آزاد از هرگونه نگرانی و دغدغه فکری به جز زیبایی است»، یعنی آنان بدون توجه به موضوع، محتوا و هدف، تنها به جنبه زیبایی اثر اهمیت می دهند. شاعر دیگر این مکتب «تئودور دوبانویل» است.

در سالهای ۱۸۶۶، ۱۸۶۹و ۱۸۷۶ آثار شاعران این مکتب در مجموعه شعری به نام «پارناس معاصر» در سه جلد منتشر شد که سخت مورد توجه قرار گرفت. پارناسین ها در انتخاب واژه ها، بیان و قالب گفتار دقت زیادی به خرج می دهند. آنان می خواهند به زیباترین شکل ممکن، هنرشان را به خواننده ارائه دهند و در این میان محتوای شعر برایشان چندان اهمیت ندارد.

محتوای اشعار پارناس

پیروان مکتب هنر برای هنر برای بیان تفکرات و عقاید خود قالب ادبی شعر را برگزیدند. چون از نظر آنان وقتی کلام و فکر به اوج زیبایی برسد در قالب شعر ظاهر می شود. وزن، زیبایی و غنای قافیه در شعر برای آنان بسیار اهمیت دارد. قصیده های چهارده بیتی و ترجیع بند از قالبهای شعری متداول این سبک هستند.

پارناسین ها در شعر خود به دنبال هدف مشخصی نیستند زیرا عقیده دارند که جست وجوی هدفی معین در هنر، آن را از طبیعت خود دور می کند. در واقع، شاعر پارناس مانند شاعری است که حوادث، صحنه ها و زیبایی های اطرافش را برای خواننده بیان و توصیف می کند، ولی احساساتش را در اشعار خود دخالت نمی دهد و برخلاف رمانتیکها نسبت به طبیعت بی تفاوت است. به عقیده پارناسین ها شعر نشانه ای است از روح کسی که احساس های خود را خاموش ساخته است. این گونه شاعر به هیچ وجه نمی خواهد شعرش محتوای امید و آرزو و خواهشی باشد و فقط برای هنر محض احترام قائل است و به زیبایی شکل و طرز بیان اهمیت می دهد.

Symbolist movement in Romania - Wikipedia

عقاید و اصول پارناسین‌ها

۱- هنر برای هنر: هنر را باید تنها به خاطر خود هنر تحسین و ستایش کرد و از آن هیچ استفاده ای را انتظار نداشت و تنها به دنبال زیبایی هنر بود. در واقع هنر باید آزاد و مستقل باشد. تئوفیل گوتیه در این مورد می گوید: «به محض اینکه، هنر مفید و سودمند شد، زیبایی و ارزش خود را از دست می دهد و تنها فایده هنر زیبایی آن است.»

۲- هنر تنها دلیل زندگی: شاعر پارناس معتقد است که انسان در این دنیا با مشکلات پیچیده و مبهمی روبه رو است و سرنوشت نامشخصی دارد و تنها هنر است که می تواند انسان را از این سردرگمی و بحران نجات دهد. البته هنری که عاری از هرگونه مسائل اخلاقی، فلسفی، سیاسی و اجتماعی باشد و تنها به زیبایی مطلوب و آرمانی بپردازد، می تواند آرام بخش روح انسان باشد.

۳- پرستش زیبایی: از نظر پارناسین ها، تنها یک دیوانه نسبت به زیبایی بی تفاوت است. در حالی که یک فرد نخبه نسبت به زیبایی حساس است. به این ترتیب، شاعر پارناس در شعر خود نه دنبال دادن پیام اخلاقی است و نه به دنبال بیان احساسات درونی خود است.

۴- عدم شخص‌گرایی: از نظر پارناسین ها، بیان شور، عشق و احساسات شخصی چیزی مبتذل و بی ارزش است. بلکه باید احساسات و زیبایی های غیرشخصی را بیان کرد تا به زیبایی و هنر همیشگی و جاودانه دست یافت.

Parnassianism. Art for Art, Anti-Romanticism and Anti-Subjectivity ...

۵- الهام گرفتن از هنرهای باستانی: پارناسین ها همیشه نگاهشان به آثار ادبی و هنری گذشته است. برای آنان، هنر یونان و روم باستان دارای زیبایی ایده آل، آرامش بخش و جاودانه همراه با نوعی هماهنگی است و در کل تمدنهای کهن از نظر زیبایی و فلسفی الگویی مناسب برای آنان است. در ادبیات نیز پارناسین ها به ادبیات کلاسیک بسیار گرایش دارند.

۶- ارج نهادن به کار: پارناسین ها به الهام شاعرانه اعتقادی ندارند. چون معتقد به کار سخت تا حد درگیر شدن با مشکلات هستند. از نظر آنان عشق به زیبایی ظاهر و دستیابی به آن از طریق کار سخت به دست می آید.

۷- یأس و بدبینی: پارناسین ها فکر می کنند که شعر یک هنر سخت و بیان زیبایی ایده آلی است که توده مردم و افراد عادی قادر به درک و فهم آن نیستند. آنان زندگی را وهم و خیال و توأم با بدی و زشتی می دانند به همین دلیل نسبت به زندگی و جامعه خود بدبین و ناامید هستند.

بنابراین به طور خلاصه می توان اصول مکتب پارناس را به شرح زیر احصا کرد: ۱- کمال شکل، چه از لحاظ بیان، چه از لحاظ برگزیدن کلمه ها؛ ۲- عدم دخالت احساس، عدم توجه به آرمان و هدف؛ ۳- زیبایی قافیه؛ ۴- وابستگی به آئین «هنر برای هنر».

هنر برای هنر

ویکتور هوگو شاعر و نویسنده فرانسوی با اثر معروف خود شرقی‌ها (Les Orientales) پایه‌گذار مکتب هنر برای هنر شد و در واقع وی بود که برای اولین بار این واژه را در دنیای ادبیات مطرح نمود. این باعث شد جوانانی دور ویکتور هوگو جمع بشوند که شعارشان هنر برای هنر باشد و هنر را همچون خدایی می‌دیدند که باید فقط به خاطر خودش پرستش شود و نباید از آن انتظار سود و منفعت داشت و در راستای هدفی قرار گیرد. آنان هنر و زیبایی را هدف نهایی می‌دانستند که بالاترین هدف هستند و نمی‌توانند وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف دیگر شوند. در راس این جوانان تئوفیل گوتیه بود که پارناس را این‌گونه تعریف می‌کرد: «هنر برای هنر به معنی هنری آزاد فارغ از هرگونه نگرانی و دل‌مشغولی بجز زیبایی.» البته شاعر نام‌دار دیگر این مکتب تئودور دو بانویل بود.

Parnassianism, 978-613-1-25705-6, 6131257051 ,9786131257056

در حدود سال ۱۸۶۰ جوانانی بر ضد مکتب رمانتیسم قیام کردند و اینان که تحت تأثیر شعار هنر برای هنر قرار داشتند محافل ادبی برای خود تشکیل دادند که سردمدار اینان لوکنت دو لیل بود. آن‌ها برای بیان افکار خود از میان هنرها قالب ادبی شعر را برگزیدند زیرا از نظر آنان وقتی کلام و فکر به اوج زیبایی برسند در شعر متبلور می‌شوند. زیبایی شعر برای آن‌ها در درجه اول اهمیت قرار داشت و از میان قالب‌های شعری آن‌ها به قصیده‌های چهارده بیتی و ترجیع‌بند علاقه داشتند. در سال‌های ۱۸۶۶ و ۱۸۶۹ و ۱۸۷۶ سه جلد از مجموعه اشعار این شاعران که رفته رفته به نام پارناسین‌ها معروف شدند تحت عنوان «پارناس معاصر» منتشر گردید که مورد استقبال نیز واقع شد. بعد از لوکنت دو لیل نامدارترین شاعر این مکتب ژوزه‌ماریا دو هردیا بود.

قبلی «
بعدی »

من پدرام خاتم دانش آموخته رشته های انیمیشن، تصویربرداری، عکاسی و گرافیک هستم و از سال 1394 به صورت تخصصی و حرفه ای در زمینه عکاسی و گرافیک و انیمیشن و تدوین مشغول کار هستم و از علاقه هایم در این زمینه در کمرامگ مینویسم...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *